قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
363
درة التاج ( فارسى )
الموجبة المطلقه على هذا الرأى « 1 » ان كل واحد من الموجودين فى وقت ما فأنهم ( موصوفون بانهم ) ب فى ذلك الوقت » جه جون زمان ما ، و وقت ما ، مطلق گفت و مقيّد نكرد بآنك در ماضى يا در حال بنداشتند كى عامّ است ، و غافل شدند از آنج در عقب اين مذهب گفته است كى و قد تبع « 2 » من هذا المذهب مذهب اخر فى امر الجهات تا به آنجا كى گفت كلّ حيوان انسان بمذهب اين قوم بيش از آن وقت كى هيج حيوان غير انسان نباشذ ممكنه باشذ ، و در آن وقت مطلقه ، بس جون ممكنه ايشان بحسب استقبال باشذ محال باشذ كى مطلقهء ايشان هم بحسب استقبال بوذ - بس ازين تقرير معلوم شذ كى خارجى بتفسير متأخّران مذهب هيج كس از حكما نيست ، و نسبت بايشان افتراء محض است . و بدانك اين مذهب اگر جه سخيف است اما شيخ در اشارات گفته است [ كه ] « و نحن لا نبالى ان نراعى هذا الاعتبار » « 3 » يعنى باك نداريم كى لوازم اين اعتبار را بيان كنيم جون صادق فرض كنند بعد از آن گفت ( و ان كان الأوّل هو المناسب ) يعنى و اگر جه اول مناسب است - به جهت استعمال در علوم ، و محاورات ، و اوست كى واجب است كى اعتبارش كنند بحسب طبايع امور . و متأخران لا نبالى [ را ] اعتبار كردند ، نه مناسب را ، و روزگار خود و طلبه علم را بمذهبى كى مخترع ايشان است نه از ان حكماء جنانك بيان كرديم و بيان لوازم آن ضايع كردند . و اگر لوازم آن مذهب بيان كردندى هم مناسب نبودى فكيف كى لوازم مذهبى بيان كنند كى لم يقل به احد و متأخران جون از تفسير خارجى خارجى ، جه خارج است از اصطلاح حكماء فارغ مىشوند شروع در اعتبارى ديگر مىكنند كل ج ب را ، و آن را حقيقيّه
--> ( 1 ) - مصنف درين جا آنچه مربوط به مقصود نبوده حذف نموده است . ( 2 ) - كذا در نسخه « م » نبع - ط - اصل بىنقطه است و الظاهر « نبغ » كما فى الشفاء . ( 3 ) - شرح الاشارات چاپ تهران ص 52 .